رباعیات

رباعی شماره 31 حافظ

رباعی شماره 31 حافظ

1 2 گر همچو من افتادهٔ این دام شوی ما عاشق و مست و رند و عالم سوزیم ای بس که خراب باده و جام شوی با ما منشین و گر نه بدنام شوی 1گر همچو من افتادهٔ این دام شویای بس…

مشاهده نوشته
رباعی شماره 32 حافظ

رباعی شماره 32 حافظ

1 2 ای باد حدیث من نهانش می‌گو می‌گو نه بدانسان که ملالش گیرد سوز دل من به صد زبانش می‌گو می‌گو سخنی و در میانش می‌گو 1ای باد حدیث من نهانش می‌گو سوز دل من به صد زبانش می‌گو…

مشاهده نوشته
رباعی شماره 33 حافظ

رباعی شماره 33 حافظ

1 2 راه طلبت ز خار غم‌ها دارد دانى که که روشناس عشق است آن‌‌کو کو راهروى که این قدم‌ها دارد؟ بر چهرهٔ جان چراغ شب‌ها دارد 1راه طلبت ز خار غم‌ها داردکو راهروى که این قدم‌ها دارد؟ 2دانى که…

مشاهده نوشته
رباعی شماره 34 حافظ

رباعی شماره 34 حافظ

1 2 آن باده دیرینه دهقان پرورد مستم کن و بی خبر ز احوال جهان در ده که طراز عمر نو خواهم کرد تا سر جهان بگویمت ای سره مرد 1آن باده دیرینه دهقان پرورد در ده که طراز عمر…

مشاهده نوشته
رباعی شماره 35 حافظ

رباعی شماره 35 حافظ

1 2 یا کار به کام دل مجروح شود امید من آن است به درگاه خدا یا ملک تنم بی ملک روح شود کابواب سعادت همه مفتوح شود 1یا کار به کام دل مجروح شود یا ملک تنم بی ملک…

مشاهده نوشته
رباعی شماره 36 حافظ

رباعی شماره 36 حافظ

1 2 آواز پر مرغ طرب می شنوم یا باد حدیثی از لبش می گوید یا نفحه گلزار ادب می شنوم القصه روایتی عجب می شنوم 1آواز پر مرغ طرب می شنوم یا نفحه گلزار ادب می شنوم 2یا باد…

مشاهده نوشته
رباعی شماره 37 حافظ

رباعی شماره 37 حافظ

1 2 بر گیر شراب طرب‌انگیز و بیا مشنو سخن خصم که بنشین و مرو پنهان ز رقیب سفله مستیز و بیا بشنو ز من این نکته که برخیز و بیا 1بر گیر شراب طرب‌انگیز و بیا پنهان ز رقیب…

مشاهده نوشته
رباعی شماره 38 حافظ

رباعی شماره 38 حافظ

1 2 نی دولت دنیا به ستم می‌ارزد نه هفت هزار ساله شادی جهان نی لذت مستی‌اش الم می‌ارزد این محنت هفت روزه غم می‌ارزد 1نی دولت دنیا به ستم می‌ارزدنی لذت مستی‌اش الم می‌ارزد 2نه هفت هزار ساله شادی…

مشاهده نوشته
رباعی شماره 39 حافظ

رباعی شماره 39 حافظ

1 2 با می به کنار جوی می‌باید بود این مدت عمر ما چو گل ده روز است وز غصه کناره‌جوی می‌باید بود خندان لب و تازه‌روی می‌باید بود 1با می به کنار جوی می‌باید بود وز غصه کناره‌جوی می‌باید…

مشاهده نوشته
رباعی شماره 40 حافظ

رباعی شماره 40 حافظ

1 2 این گل ز بر همنفسی می‌آید پیوسته از آن روی کنم همدمی‌اش شادی به دلم از او بسی می‌آید کز رنگ وی‌ام بوی کسی می‌آید 1این گل ز بر همنفسی می‌آید شادی به دلم از او بسی می‌آید…

مشاهده نوشته