رباعی شماره 41 حافظ
1 2 سیلاب گرفت گرد ویرانهٔ عمر بیدار شو ای خواجه که خوش خوش بکشد وآغاز پری نهاد پیمانهٔ عمر حمال زمانه رخت از خانهٔ عمر 1سیلاب گرفت گرد ویرانهٔ عمر وآغاز پری نهاد پیمانهٔ عمر 2بیدار شو ای خواجه که…
مشاهده نوشته1 2 سیلاب گرفت گرد ویرانهٔ عمر بیدار شو ای خواجه که خوش خوش بکشد وآغاز پری نهاد پیمانهٔ عمر حمال زمانه رخت از خانهٔ عمر 1سیلاب گرفت گرد ویرانهٔ عمر وآغاز پری نهاد پیمانهٔ عمر 2بیدار شو ای خواجه که…
مشاهده نوشته1 2 ای دوست دل از جفای دشمن درکش با اهل هنر گوی گریبان بگشای با روی نکو شراب روشن درکش وز نااهلان تمام دامن درکش 1ای دوست دل از جفای دشمن درکش با روی نکو شراب روشن درکش 2با…
مشاهده نوشته1 2 در باغ چو شد باد صبا دایهٔ گل از سایه به خورشید اگرت هست امان بربست مشاطهوار پیرایهٔ گل خورشید رخی طلب کن و سایهٔ گل 1در باغ چو شد باد صبا دایهٔ گل بربست مشاطهوار پیرایهٔ گل…
مشاهده نوشته1 2 عمری ز پی مراد ضایع دارم با هر که بگفتم که تو را دوست شدم وز دور فلک چیست که نافع دارم شد دشمن من وه که چه طالع دارم 1عمری ز پی مراد ضایع دارم وز دور…
مشاهده نوشته1 2 قسّام بهشت و دوزخ آن عقدهگشای تا کی بوَد این گرگ ربایی، بنمای ما را نگذارد که درآییم ز پای سرپنجهٔ دشمن افکن ای شیر خدای 1قسّام بهشت و دوزخ آن عقدهگشایما را نگذارد که درآییم ز پای…
مشاهده نوشته1 2 گفتی که تو را شوم مدار اندیشه کو صبر و چه دل، کآنچه دلش میگویی دل خوش کن و بر صبر گمار اندیشه یک قطرهٔ خون است و هزار اندیشه 1گفتی که تو را شوم مدار اندیشهدل خوش…
مشاهده نوشته1 2 ای سایهٔ سنبلت سمن پرورده همچون لب خود مدام جان میپرور یاقوت لبت درّ عدَن پرورده زان راح که روح است بدان ارزنده 1ای سایهٔ سنبلت سمن پروردهیاقوت لبت درّ عدَن پرورده 2همچون لب خود مدام جان میپرورزان…
مشاهده نوشته1 2 چشمت که فسون و رنگ میبارد از او بس زود ملول گشتی از همنفَسان افسوس که تیر جنگ میبارد از او آه از دل تو که سنگ میبارد از او 1چشمت که فسون و رنگ میبارد از اوافسوس…
مشاهده نوشته1 2 چون باده ز غم چه بایَدَت جوشیدن سبز است لبت، ساغر از او دور مدار با لشگر غم نمی توان کوشیدن می بر لب سبزه، خوش بوَد نوشیدن 1چون باده ز غم چه بایَدَت جوشیدنبا لشگر غم نمی…
مشاهده نوشته1 2 من حاصل عمر خود ندارم جز غم یک همدم باوفا ندیدم جز درد در عشق، ز نیک و بد ندارم جز غم یک مونس همنفس ندارم جز غم 1من حاصل عمر خود ندارم جز غمدر عشق، ز نیک…
مشاهده نوشته