رباعی شماره 11 حافظ
1 2 هر دوست که دَم زد از وفا، دشمن شد گویند شب آبِستَن غیب است عجب هر پاکرُوی که بود، تَردامن شد چون مَرد ندید، از که آبستن شد؟ 1هر دوست که دَم زد از وفا، دشمن شدهر پاکرُوی…
مشاهده نوشته1 2 هر دوست که دَم زد از وفا، دشمن شد گویند شب آبِستَن غیب است عجب هر پاکرُوی که بود، تَردامن شد چون مَرد ندید، از که آبستن شد؟ 1هر دوست که دَم زد از وفا، دشمن شدهر پاکرُوی…
مشاهده نوشته1 2 در آرزوی بوس و کنارت مُردم قصه نکنم دراز کوتاه کنم وز حسرت لعل آبدارت مُردم بازآ بازآ کز انتظارت مُردم 1در آرزوی بوس و کنارت مُردموز حسرت لعل آبدارت مُردم 2قصه نکنم دراز کوتاه کنم بازآ بازآ کز انتظارت…
مشاهده نوشته1 2 جز نقش تو در نظر نیامد ما را خواب ار چه خوش آمد همه را در عهدت جز کوی تو رهگذر نیامد ما را حقّا که به چشم دَر نیامد ما را 1جز نقش تو در نظر نیامد…
مشاهده نوشته