1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
ترسم که اشک بر غمِ ما پردهدر شود
گویند سنگ لَعل شود در مقامِ صبر
خواهم شدن به میکده گریان و دادخواه
از هر کرانه تیرِ دعا کردهام روان
ای جان حدیثِ ما بَرِ دلدار بازگوی
در تنگنایِ حیرتم از نخوتِ رقیب
از کیمیایِ مهرِ تو زر گشت رویِ من
بس نکته غیرِ حُسن بِباید که تا کسی
این سرکشی که در سر سرو بلند تست
حافظ چو نافهٔ سرِ زلفش به دستِ توست
وین رازِ سر به مُهر به عالَم سَمَر شود
آری شود، ولیک به خونِ جگر شود
کز دستِ غم خلاصِ من آنجا مگر شود
باشد کزین میانه یکی کارگر شود
امّا چنان مگو که صبا را خبر شود
یا رب مباد آن که گدا معتبر شود
آری به یُمْنِ لطفِ شما خاک زر شود
مقبولِ طبعِ مردمِ صاحبنظر شود
کی با دست کوته ما در کمر شود
دَم درکش ار نه بادِ صبا پردهدر شود
1
ترسم که اشک بر غمِ ما پردهدر شود
وین رازِ سر به مُهر به عالَم سَمَر شود
2
گویند سنگ لَعل شود در مقامِ صبر
آری شود، ولیک به خونِ جگر شود
3
خواهم شدن به میکده گریان و دادخواه
کز دستِ غم خلاصِ من آنجا مگر شود
4
از هر کرانه تیرِ دعا کردهام روان
باشد کزین میانه یکی کارگر شود
5
ای جان حدیثِ ما بَرِ دلدار بازگوی
امّا چنان مگو که صبا را خبر شود
6
در تنگنایِ حیرتم از نخوتِ رقیب
یا رب مباد آن که گدا معتبر شود
7
از کیمیایِ مهرِ تو زر گشت رویِ من
آری به یُمْنِ لطفِ شما خاک زر شود
8
بس نکته غیرِ حُسن بِباید که تا کسی
مقبولِ طبعِ مردمِ صاحبنظر شود
9
این سرکشی که در سر سرو بلند تست
کی با دست کوته ما در کمر شود
10
حافظ چو نافهٔ سرِ زلفش به دستِ توست
دَم درکش ار نه بادِ صبا پردهدر شود
1. ترسم که اشک بر غمِ ما پردهدر شود: در این بیت، حافظ از نگرانی خود میگوید که مبادا غم و درد در دل او آشکار شود و اسرار درونیاش فاش گردد. او بهطور استعاری به این ترس اشاره دارد که اگر اشک از چشمش بریزد، رازهای دلش برای همه آشکار میشود.
2. گویند سنگ لَعل شود در مقامِ صبر: حافظ در اینجا میگوید که برخیها معتقدند با صبر و شکیبایی میتوان سختترین مشکلات را تحمل کرد، اما او با اشاره به واقعیت، میگوید این صبر فقط با خون دل و درد فراوان میسر است. سنگ لعل (جواهر) نمیشود، مگر به واسطه فشار و شکنندگی.
3. خواهم شدن به میکده گریان و دادخواه: حافظ در اینجا از میکده به عنوان یک نماد برای رسیدن به آرامش و تسکین درون استفاده میکند. او از غم و رنج سخن میگوید و میخواهد در میکده (که در واقع محلی برای تسکین و بهبود روح است) فریاد زده و شکایت کند.
4. از هر کرانه تیرِ دعا کردهام روان: حافظ در اینجا به بیان دعاهای خود اشاره میکند که از هر سو و از هر طرف به سوی خداوند روانه کرده است. او امیدوار است که یکی از این دعاها در مسیر درست قرار گیرد و کارگشا باشد.
5. ای جان حدیثِ ما بَرِ دلدار بازگوی: در این بیت، حافظ از زبان دل خود میخواهد که حرفهایش را برای دلدار بگوید، اما با احتیاط تا باعث بروز هیچگونه آشفتگی نشود. او میخواهد از احوالات درونیاش صحبت کند، اما با رعایت حدود.
6. در تنگنایِ حیرتم از نخوتِ رقیب: حافظ در اینجا از احساس سرگشتگی و اندوه خود میگوید که به دلیل ناپسندیها و تکبر رقیب به وجود آمده است. او از خداوند میخواهد که نکند این خودخواهیها و تکبر باعث اعتباری برای گدایان شود.
7. از کیمیایِ مهرِ تو زر گشت رویِ من: در این بیت، حافظ میگوید که مهر و محبت معشوق (خدا یا محبوب) چنان تأثیرگذار بوده که توانسته چهره و وجود او را از خاک به زر تبدیل کند. در واقع، محبت باعث شکوفایی و رشد او شده است.
8. بس نکته غیرِ حُسن بِباید که تا کسی: حافظ در اینجا به این نکته اشاره میکند که تنها زیبایی ظاهری کافی نیست، بلکه باید ویژگیها و نکات دیگر نیز در شخصیت یک فرد وجود داشته باشد تا مقبول طبع و نظر دیگران گردد. به عبارت دیگر، زیبایی صرف، نیکویی روح و اخلاق را نمیسازد.
9. این سرکشی که در سر سرو بلند تست: حافظ در اینجا به شخصیتی سرکش و بلندپرواز اشاره دارد که خود را همانند سرو بلند میبیند. او به این سرکشی و غرور اشاره میکند و میگوید که اگر انسانها در زندگی با چنین رویکردهایی مواجه شوند، دستهای کوتاه و محدود نمیتوانند بهسادگی کنترل یا اصلاح آنها را در دست بگیرند.
10. حافظ چو نافهٔ سرِ زلفش به دستِ توست: در این بیت، حافظ به خود اشاره میکند که همچون نافهای در دست معشوق است و به او توصیه میکند که در صورت تمایل از او بهره برده و از لحظات کوتاه زندگی استفاده کند، زیرا این ممکن است باعث فرو ریختن پردهها و فاش شدن اسرار درونی شود.
📌 تفسیر فال:
🔹نگرانی از آشکار شدن درد و رازهای درونی: در زندگی، ممکن است به دلایلی از بازگو کردن دردها و احساسات درونی خود بترسیم، اما گاهی زمان آن میرسد که نیاز است تا این احساسات فاش شوند تا از بار سنگین آنها رهایی یابیم.
🔹صبر و تحمل باید همراه با درد باشد: صبر و استقامت به تنهایی کافی نیست، بلکه باید با تحمل رنجها و دردهای درونی به آن رسید.
🔹پناه بردن به مکانهایی برای آرامش درونی: گاهی اوقات برای رهایی از غم و ناراحتیهای زندگی، نیاز داریم که به جایی پناه ببریم که بتوانیم احساسات خود را آزادانه بیان کنیم، مانند میکده در اشعار حافظ.
🔹دعا و امید به پاسخ خداوند: حافظ بر این باور است که انسان باید همیشه دعا کند و امید داشته باشد که یکی از این دعاها در مسیر درست قرار گیرد و نتیجهای درخور به همراه داشته باشد.
🔹بیان احساسات با احتیاط: گاهی باید با دقت و رعایت حدود، احساسات و حرفهای دل خود را با دیگران به اشتراک بگذاریم تا از ایجاد سوءتفاهم و آشفتگی جلوگیری کنیم.
🔹مقابله با تکبر و خودخواهی رقیبان: در مواجهه با افرادی که خود را بالاتر از دیگران میبینند، باید مراقب باشیم که گاهی این رفتارها میتوانند موجب اعتبار و موقعیتهایی برای افراد نالایق شوند. از خداوند میخواهیم که در این موقعیتها ما را حفظ کند.
🔹محبت میتواند انسان را تغییر دهد: عشق و محبت به معشوق قادر است زندگی انسان را دگرگون کند و به فردی برتر و باارزش تبدیل شود. این نشان میدهد که محبت در همه جوانب زندگی مؤثر است.
🔹زیبایی تنها کافی نیست: برای مقبول بودن و محبوب شدن در نظر دیگران، باید ویژگیهای دیگری نیز در شخصیت فرد وجود داشته باشد، زیرا زیبایی ظاهری به تنهایی نمیتواند ملاک باشد.
🔹سرکشی و غرور بهسوی فروپاشی میرود: غرور و سرکشی، هرچقدر که ممکن است انسان را بالا ببرد، در نهایت باعث سقوط میشود. افراد باید در برابر غرور خود احتیاط کنند.
🔹فرصتهای زندگی کوتاهاند: لحظات و فرصتهای زندگی میتوانند گذرا و کوتاه باشند، بنابراین باید از آنها به بهترین شکل ممکن استفاده کرد و با آگاهی از آنها بهره برد.
🎯 توصیه:
🔹 باید در مواقعی که دل سنگین است، آن را با دیگران در میان بگذاریم تا از بار آن کاسته شود.
🔹 صبر و شکیبایی باید همراه با تحمل سختیها و دردهای درونی باشد.
🔹 برای آرامش درونی، به مکانی امن و مناسب پناه ببرید و از بیان آزادانه احساسات خود نهراسید.
🔹 همیشه دعا کنید و امیدوار باشید که دعاهای شما پاسخ داده شود.
🔹 در بیان احساسات با دیگران دقت کنید و از ایجاد سوءتفاهم جلوگیری کنید.
🔹 بر سرکشی و تکبر رقیبان تسلط داشته باشید و از خداوند در برابر این چالشها مدد بخواهید.
🔹 محبت و عشق را در زندگیتان نهادینه کنید و از آن بهعنوان ابزاری برای رشد بهره ببرید.
🔹 به زیبایی ظاهری نپردازید، بلکه در جستجوی ویژگیهای درونی و اخلاقی باشید.
🔹 غرور و سرکشی ممکن است انسان را به سقوط بکشد، بنابراین باید مراقب باشیم که از این دامها دوری کنیم.
🔹 از فرصتهای کوتاه زندگی استفاده کنید و قدر لحظات را بدانید.
شاهد فال حافظ: شاهد غزل در فال حافظ نقطهی کلیدی تعبیر فال است
گر من از باغِ تو یک میوه بچینم چه شود؟
پیش پایی به چراغِ تو ببینم چه شود؟
یا رب اندر کَنَفِ سایهٔ آن سروِ بلند
گر منِ سوخته یک دَم بنشینم چه شود؟
آخِر ای خاتَمِ جمشیدِ همایون آثار
گر فِتَد عکسِ تو بر لعل نگینم چه شود؟
در این ابیات، شاعر با لحنی ملتمسانه، آرزوی اندک بهرهای از حضور محبوب را بیان میکند. در بیت اول، مانند گدایی که در برابر باغی پربار ایستاده، از معشوق میپرسد که اگر تنها یک میوه از باغ او بچیند، چه اشکالی دارد؟ در بیت دوم، خود را تشنهی لحظهای آرامش در سایهی وجود معشوق میداند و با سوز دل میگوید که اگر حتی برای لحظهای در کنار او باشد، چه خواهد شد؟ در بیت سوم، معشوق را چون خاتم جمشید، نمادی از جلال و شکوه میبیند و آرزو دارد که پرتویی از زیبایی او بر دل خویش بتابد.
پیام شاهد فال:
- شما مشتاق دریافت محبت یا توجه از کسی یا چیزی هستید که برایتان بسیار ارزشمند است.
- گاهی اندکی از آنچه آرزو دارید، میتواند دنیای شما را تغییر دهد، پس برای رسیدن به خواستهی خود، صبر و تدبیر به خرج دهید.
- امید و تلاش، شما را به سوی تحقق آرزوهایتان هدایت خواهد کرد.
🔮 نتیجه شاهد فال: این فال نشان میدهد که شما در انتظار لطف یا توجهی از سوی کسی یا موقعیتی خاص هستید. اگرچه ممکن است این انتظار همراه با دلتنگی و اشتیاق باشد، اما امید و پیگیری شما میتواند در نهایت، نتیجهای مطلوب به همراه داشته باشد.
نکات تفسیر غزل 221 حافظ
وزن غزل: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن
بحر غزل: مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف
قالب شعری: غزل
منبع اولیه:دیوان پرویز ناتل خانلری











